تست شماره ۵ از بخش صفر (تست پایانی)

سبک یادگیری و پردازش اطلاعات شناختی

آیا مغز شما دست‌ورز، بالینی و عملی است یا تئوریک، انتزاعی و پژوهشی؟

راهنما: به هر یک از ۸ سوال زیر با صداقت کامل از ۱ (کاملاً مخالفم) تا ۵ (کاملاً موافقم) پاسخ دهید.
۱

کار کردن در کارگاه، آزمایشگاه یا پشت نرم‌افزار تخصصی برای ساختن یک خروجی واقعی و ملموس، برای من بسیار جذاب‌تر از ساعت‌ها خواندن کتاب‌های تئوری و حفظ کردن تعاریف است.

۲

مطالعه مباحث عمیق، فلسفی یا اثبات فرمول‌های ریاضی و متون سنگین قانونی که هیچ خروجی فیزیکی یا عملیِ فوری ندارند، برای من لذت‌بخش و برانگیزاننده است.

۳

وقتی ابزاری را در دست می‌گیرم، قطعاتی را سرهم می‌کنم، یا کدی می‌زنم که بلافاصله خروجی‌اش را می‌بینم، مفاهیم را صد برابر سریع‌تر از شنیدن سخنرانی استاد یاد می‌گیرم.

۴

پژوهش‌های تئوریک طولانی، جستجو در مقالات علمی انگلیسی در کتابخانه و نوشتن پروپوزال‌های دانشگاهی را به کارهای اجرایی، کارگاهی یا میدانی ترجیح می‌دهم.

۵

هوش حرکتی و مهارت‌های دستی من (مثل کار با ابزار دقیق، طراحی ظریف، کارهای ظریف آزمایشگاهی یا باز و بست کردن قطعات) بسیار قوی‌تر از حافظه‌ام در حفظ کردن متون طولانی است.

۶

ترجیح می‌دهم ساعت‌ها پای یک مسئله پیچیده منطقی یا استراتژی شطرنج‌گونه ذهنی فکر کنم تا اینکه بخواهم یک قطعه فیزیکی را با دست بسازم یا در آزمایشگاه عرق بریزم.

۷

اگر کلاسی فقط شامل صحبت‌های تئوریک استاد باشد و هیچ تخته تعاملی، تصویر، فیلم، شبیه‌ساز یا پروژه عملی در کار نباشد، خیلی سریع تمرکزم را از دست می‌دهم و خواب‌آلود می‌شوم.

۸

شغلی که در آن فقط با داده‌های آماری، تئوری‌های نظری و تحلیل‌های متنی پشت میز کار کنم، برای من مطلوب‌تر از شغلی است که نیازمند حرکت بدنی، تعامل بالینی با بیمار، یا کار در سایت و کارگاه باشد.